خرید بک لینک
سلام به همه دوستان میدونم که خیلی دیر برگشتم ولی خب این چند وقته انقدر سرم شلوغ شده بود که دیگه وقت پست گذاشتن نداشتم هرچند که به وبلاگ سر میزدم ولی وقت و حوصله نوشتن رو نذاشتم. همونطوری که میدونید تو پست های آخرم قول داده بودم که پست اساتیدم تو سمنان و دانشگاه ارشدم رو کامل کنم که فکر کنم حداقل در مقطع فعلی و کنونی منتفی باشه چون در حال حاضر انرژی نوشتن چنین پست سنگینی رو تو خودم حس نمیکنم. راستی دوستان این رو باید بگم که وقتی من شروع به وبلاگ نویسی و نوشتن پست کردم خیلی از این وبلاگ های فعلی وجود خارجی نداشتن و به قول معروف از قدیمی های این حرفه هستم. اون موقع من تازه دبیرستانم رو تموم کرده بودم و منتظر نتایج کنکور بودم ولی الان هم کارشناسی رو تموم کردم و هم کارشناسی ارشد و اینکه این دو سالی که نبودم رو هم مشغول سربازی بودم که به تازگی و حدود 10 روز هستش که تموم شده است و فعلا دارم استراحت میکنم تا وارد دوران کار و شغل بشم.هر چند که راه طولانیی رو اومدم ولی همچنان راه درازی در پیش دارم و چالش های مختلفی پیش روم باقی مونده است. امروزم بعد مدت ها وارد وبلاگ شدم و از سوت و کور بودنش دلم گرفت و تصمیم گرفتم که محدد یه پست مشتی بذارم و شما دوستان عزیزم رو از حال و احوالاتم مطلع کنم. امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه و موفق و موید باشید. راستی پست بعدیم هم همون نامه ای به یک دوست قدیمی هست که چند وقتیه از حالش بیخبرم هرچند قرار بود که دو سال پیش بنویسمش ولی متنش به دلایلی از دسترسم خارج شد و پستی که قراره بذارم رو همین امشب نوشتم. خوشحال میشم هرکدوم از دوستانی که به وبلاگم سر میزنن من رو از حال و احوالاتشون باخبر کنن.به رسم قدیم و همیشگیم دوستدار شما سبحان 21 آبان 1402

برچسب: نویسنده: یلدا طباطبایی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 15:38

سلام به همگی ، دو سال پیش قرار بود این پست رو بذارم که متنش رو به دلایلی از دست دادم و پس از مدتی هم انقدر درگیر شدم که دذیگه وقت نکردم و نتونستم که این پست رو براتون بذارم تا اینکه امروز تصمیم گرفتم برخلاف اون پست هایی که دیگه حال نوشتنشون رو ندارم این یکی پست رو کامل کنم پس بیشتر از این پرگویی نمیکنم و این شما و این پست جدید :سلام ......(اینجا اسم اون بنده خداست که شاید شما بشناسینش و از مخاطبان وب من بود والبته الان نمیدونم باشه یا نه ولی گفتم شاید دوست نداشته باشه که اسمش رو بنویسم پس جاش نقطه گذاشتم ولی فکر کنم خودش بدونه که با اونم و اگه رضایت داشت و بهم گفت نقطه ها رو برمیدارم و اسمش رو می نویسم) عزیز ممنونم که همچنان این رفیق قدیمی رو یاد میکنی ، اتفاقا همچنان به اینجا سر میزنم ولی خب قطعا مثل سابق نیست چون هم خودم کمی سرم شلوغ تر شده و هم ناخوداگاه وقتی سن بالاتر میره قطعا دیگه مثل قدیم حس و حالش نیست و اینکه فضای اینترنت هم به سمت شبکه های اجتماعی پیش رفته و کمتر کسی سراغ وبلاگ ها میاد. امیدوارم هرجا هستی شاد باشی و بدون که شما رفقای قدیمی رو یادم نمیره . دوستدار تو مهندس این پست رو کامل تر خواهم کرد ولی الان واقعا دیگه کشش رو ندارم و در زمانی بهتر ویرایش و کامل تر خواهد شد. + نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۲ ساعت 22:20 توسط SOBHAN  | 

برچسب: نویسنده: یلدا طباطبایی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 15:38

صفحه بندی